X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های دادو

روزنویس آخر دی ...

 

من چه سبزم امروز ...

 

هوس کردیم بعد از ظهر یک لیوان چای سبز بنوشیم !! نوبت قبل که خورده بود احساس می کردم 10 کیلو لاغرتر شده ام ولی ترازو که چای سبز نخورده بود ، همانی را نشان می داد که باید نشان می داد !!

  

 

امروز که چایی را آماده می کردم به تکرار همان هوس دفعه قبل راضی بودم ؛ یعنی بعد از نوشیدن چای سبز لااقل برای چند ساعتی با توهم کاهش وزن حال بکنم !! چایی ام بدلایلی کمی زیاده از معمول سرد شده بود و وقتی داشتم می خوردم احساس کردم این بار از برکتِ عمرم برداشته می شود (!) بفهمی نفهمی هر طعم و بویی از آن می آمد ، حتی کمی بوی حنا هم می آمد !! ولی تا جرعه ی آخر را خوردم ؛ چای سبز بخورید تا لذت زندگی را بیشتر بدانید !!

 

===

 

دیروز رفتم والیبال ، بازی هم خوب بود و هم خندیدیم و هم بالا و پائین پریدیم تا ورزشی کرده باشیم !!

 

===

 

مثل سال گذشته ، توی کارخانه مسابقات دوره ای گل کوچک برگزار کرده اند ، اطلاعیه به دیوار زده اند از طرف کمیته ورزش ؛ من که خبر ندارم کدام کمیته و کجا تائید کرده است نمی دانم !!

 

طبق معمول از طرف کارگاه ما هم تیمی برای این بازی ها ساخته و پرداخته شده است ، یک تیم پر سر و صدا و پر حاشیه با چهره های خاص ... امروز وقتی به خانه برگشتم به یکی از بچه های تیم زنگ زدم تا بیاید باهم برویم برای تیم امسال لباس بخریم !! برای بازیکنان پیراهن و شورت ورزشی و برای سرپرست تیم که در عین تواضع هی از " زیدان " مثال می زند ، یکدست کاپشن شلوار گرفتیم که اگر فردا حرفی بود پشت سر خودشان باشد و نه پشت سر کارگاه ما !! کلی هم موقع خرید شلوغ بازاری کردم ...

 

یکی دو نوع لباس باز کرده و روی میز ریختم و آخر سر همان اولی را برداشتم و گفتم : " من اهل چانه زدن روی قیمت نیستم ، برای بازار گرمی کمی روی میز را شلوغ کردم که فکر نکنی سربراهی ام از سادگی ام است !! " بهرحال از فوتورافچی خباثت یاد گرفته ام برای این روزها !!

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 16:30 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 1 نظر