یادداشت های دادو

بالاخره ...

 

دیروز آخرین روز کاری ما با کابینت آشپزخانه بود و بعد از ظهر به کمک تنی چند از اقربا (!) کار انتقال وسایل به آشپزخانه انجام شد و کل خانه که شبیه سمساری شده بود ، دوباره به محل سکونت شبیه شد ...

  

 

البته باید بگویم که مثل همیشه 100 در 100 کارها تمام نشده است و یک چیزهایی مانده است تا فکر را مشغول نگهدارد !! مثل یک سری تغییرات در سیم کشی و جای کلید و پریزها !! یا مشکلی که من با شاه عباسی های روی اوپن آشپزخانه داشته و دارم !! البته یک باغچه ی خانگی هم باید در یک طرف اوپن درست بکنم !! و احتمال زیاد قسمتی از ستون و دیوارهای ورودی آشپزخانه باید آجرنما کار بشود !! و رفع برخی از اشکالات کابینت که رفته رفته رو می شوند وهود را باید بیایند و نصب بکنند و  ...

 

در زمان های دور ما تورهای کوهنوردی و گردشگری اجرا می کردیم و در آن زمان واژه ی تور هنوز در کشور تعریف نشده بود و برنامه های کوهنوردی یا بصورت گروهی اجرا می شدند و یا شخصی ... تا اینکه بر اساس مصوبه ای اولین تور گردشگری کشور در زمان وزارت مهندس میرسلیم که وزیر ارشاد و فرهنگ آن زمان بود و بر اساس یک کپی از تورهای کشور اتریش و برای اولین بار در تبریز (!) کلنگ زنی شد و ما هم شدیم اولین لیدرهای گردشگری و مراحل گردشگری و تورگردانی را از مرحله ی سنگلاخ تا شوسه را جلو بردیم و خدا را شکر حالا تورهای زیادی در جاده آسفالته ی این شغل حضور و فعالیت دارند !!

 

بعد از این مقدمه می رسیم به یک خاطره - جوک که به هیچ چیزی بی ربط نیست ؛ هم به جملات بالایی و هم زندگی روزمره و هم ...

 

آن روزها در اتوبوس و مینی بوس جوک هایی متداول بود که غالبا جنبه ی سرکاری داشتند ، دلیل اش هم این بود که بافت فرهنگی و جمعیتی شرکت کنندگان جوری بود که هر حرفی زده می شد ، قیافه هایی عبوس می شد و مردم هنوز به انعطاف اجتماعی نرسیده بودند !! یکی از این جوک ها جوری بود که همه را بیکباره شامل می شد و همه شمول بودنش از تلخی واقعیتی که در درونش داشت می کاست !!

 

" یک روز حضرت موسی به خدا می گوید که کار خلق کردن انسان زیاد هم سخت نیست و اگر وسایل و امکاناتش را بدهی منهم می توانم آدم خلق بکنم ... خدا به فرشتگانش فرمان می دهد که چند قالب و چند فرغون ملات بدهند تا او هم در گوشه ای مشغول بشود ... روز بعد وقتی برای بیرون آوردن مخلوقاتش از قالب می آید می بیند که برخلاف سایر انسان هایی که خدا خلق کرده است و بعد از بیرون آمدن از قالب بطرف شهر می روند ، انسان هایی که او خلق کرده است بعد از بیرون آمدن از قالب بطرف کوه می روند !!

حضرت موسی رو به خدا کرده و عرض می کند که چرا نتیجه کار او کمی با دیگران فرق دارد !؟ و جواب می شنود که یک مورد خیلی کوچک را فراموش کرده است !! من وقتی انسان خلق می کنم به او عقل می دهم و او دنبال زندگی می رود ولی تو عقل را فراموش کرده ای و برای همین مخلوقات تو به جای رفتن به سراغ زندگی ، دنبال کوه می روند !! "

 

همان جزئیاتی که در کار کابینت مانده است ، مربوط به چند ریزه کاری می باشد که باید رعایت می شد و نشده است و البته که قابل حل است و بقدر نبود عقل نیست !! ولی وقتی خانه ای می سازیم باید نهایت عقل را بکار ببریم تا در آن بتوان زندگی راحت و با آسایشی داشت !! منظور من ایجاد شرایط لوکس نیست بلکه همان حداقل ها باید در نهایت مهندسی باشد ... آپارتمانی که من دارم را یک تفکر و اندیشه درجه سه مهندسی و صرفا با نیت به پول رسیدن ساخته است !! در نتیجه برای رسیدن به یک شرایط متوسط و زندگی راحت باید کارهای زیادی روی آن انجام بشود !!

 

دیروز دلار از مرز 13هزار تومان فراتر رفت تا سیه روی شود هر که در او تدبیر است !! کسی که با جهش سه برابری قیمت دلار با استهزا برخورد می کرد حالا با جهش چهار برابری آن روبرو شده است و البته که همه چیز آرام است و ... !! با وجود اینکه وضعیت کشور در بین بحران موشک تا پوشک قرار گرفته است بنظر می رسد که مدبران و مدیران دولت را همان حضرت موسی خلق کرده است که از نظر ظاهر فرقی با دیگران ندارند ( و گاه شکیل تر هم هستند !! ) ولی راهی که می روند به بیراهه است ...

 


تاریخ ارسال: چهارشنبه 14 شهریور 1397 ساعت 09:51 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 1 نظر