X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

یادداشت های دادو

یک هفته با ام دی اف ...

 

در هفته ای که گذشت کارهای روزمره ی زیادی انجام نداده ام و از باببتشان کمی تا اندکی دلتنگم !! مثلا اتوبوس سوار نشده ام و برای دیدن دوستانم به بازار نرفته ام و ... در عوض تا دلم بخواهد در خانه مشغول بودم ؛ هم برای کارهای نصب کابینت و هم برای معطلی هایی که از بدقولی ها آب می خورند !!

  

طراحی کابینت ها را خودم کرده بودم و بعد از یکی دو ماه برانداز کردن و سبک و سنگین کردن (!) به مرحله خرید چوب و سفارش برش رسانیده بودم و استارت کار در خانه را از یکشنبه ی گذشته زده بودم ، قرار بود که بهمراه یکی از دوستان قدیمی که در کار چوب است و اهل دقت و ظرافت (!) کار اجرا را باتفاق هم جلو ببریم !! اینکه در هر صنفی مقدار زیادی تجربه و چم و خم وجود دارد ، شکی نیست !! ولی داشتن دانش فنی چیز بسیار مهمتر و بالاتری می باشد و بسیار دیده می شود که خیلی از اهالی صنف کابینت به کمک ماشین آلات و همان تجربیات گرانبها کارشان را جلو می برند و اغلب از قسمت دانش فنی لنگ می زنند و البته برای خود ما نیز مسجل شد که چرا باید در این کشور همیشه با تجربه بیشتر سر و کار داشت تا دانش فنی !؟!؟ دانش فنی در کشور ما یک یتیمِ غریبِ توی راه مانده است !!! و در کشورهایی کاربرد دارد که از نظر سابقه اصالت داشته باشد و پشتیبان داشته باشد ...

 

تقریبا هر روز که دوستم حضور فیزیکی داشت ، حدود 5 ساعتی کار می کردیم و در برخی روزها این حضور به 2 ساعت هم می رسید و یکی از کارهای من کشاندن ایشان به سر کار و نگهداشتن ایشان در سر کار بود (!!) برای کسی که سالهای سال دلبخواهی کار کرده است و ادعا دارد که خیلی کار می کند و آدم پرتلاشی است (!) و البته که خروجی کارش و سطح درآمدش این را نمی گوید (!) منظم و مرتب کار کردن وقتی حاصل می شود که یکی مثل من بخواهد از او کار بکشد و شما حساب کنید که او چی بود که من 5 ساعت توانستم در یک روز از او کار بکشم (!!!) ،  یک پا بفرار شناسنامه دار !

 

کارها بخوبی پیش می رفتند و البته در یک مقطعی همه ی بدبیاری ها خودشان را نشان دادند ... ما یک مثلی داریم که می گوئیم : " ارمنی لیق یاخچی دی ، قیامتده ... چیخماسا !! " ( ارمنی بودن خوب است بشرطیکه در قیامت گندش درنیاید ! ) خیلی از آدمها و مسائلی ک هدر اطراف ما هستند ظاهرا خوب هستند بشرطی که پای خط کش و ترازو پیش نیامده باشد !! مثلا خانه ای که من خریده ام ظاهرا خیلی تمیز طراحی شده است و فضاهای خوبی دارد و از فاصله ی ده متری یک سازه ی بدون ایراد یم باشد ولی وقتی کمی فاصله ی دید نزدیکتر بشود و یا آدم بخواهد یک چیزی نصب بکند و ... می بیند که اوستا بنا و مهندس این ساختمان یا لوچ تشریف داشته اند و یا ابزار کافی در اختیار نداشته اند و انگار همه جا را همینطور شانسی کار کرده اند ... از موزائیک کاری کف آشپزخانه تا کاشی کاری دیوارهای آشپزخانه ، حتی گچبری های سقف ، لوله کشی گاز ، برق و ...... برای همین تقریبا ساعتی نبود که حین کار اقوام و اموات سازنده ها در آشپزخانه حضور بهم نرسانده باشند !!!

 

اندازه گیری و طراحی دقیق مت در یک قسمت خیلی خوب از آب درآمد و نتیجه خیلی خوب بود ولی در قسمت دیگری که انتظارش را نداشتیم (!) دقت میلیمتری ما به اشکالات ابعادی در حد چند سانتیمتر خورد و کارمان را زیادی لنگ کرد !! بهرحال امروز می شود گفت که 95% کارها تمام شدند و قرار است زندگی به روال قبلی برگردد ...

 

مطلبی که در ابتدا ذکر کردم مربوط به همین مرحله بود و امروزه بدلیل اینکه همه ی کارها کشکی جلو می روند روزگار خیلی ها خوب می گردد، ولی مردم هر کجا به مشکل برمیخورند انتظار بی مورد دارند که چرا !؟ مثلا وقتی در یک ترافیک طولانی گیر افتاده باشند ادعا م یکنند که این پلیس بی خاصیت کجاست !؟ ولی همین پلیس اگر کارش را درست انجام بدهد ، نصف ماشین ها باید در توقیف و در پارکینگ باشند و نصف گواهینامه ها سوراخ !! برای همین دانش فنی این روزها فقط در حد ضرورت کاربرد دارد و باید با تجربه وارد کارزار زندگی شد و همه رقم ناملایمتی در راهِ پیش رو را از قبل پیش بینی کرد ...

 

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 11 شهریور 1397 ساعت 17:21 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 1 نظر