X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های دادو

من و جدول و ابجد و ...

 
یکی از دلخوشی های ایام جوانی من حل جدول بود و در این کار آنقدر مداومت و علاقمندی داشتم که بعد از سالها هنوز در فامیل مرا به جدول حل کردن !! مثال می زنند ... البته همان دوران راهنمایی و دبیرستان که باید سرم به درس می بود روزگار جدول حل کردن های من بود و داستان هایی در این مورد هست در حد و اندازه های هزار و یک شب !!
   
جدول حل کردن من به قبل از زمان سوادداریِ من می رسد !! یعنی زمانی که شاید 4 - 5 سال داشتم دایی بزرگ که علاقه به حل جدول داشت مرا در بغل خود می نشاند و خودکار را می داد دست من و آن وقت کل دست مرا توی دست خودش می گرفت و باهم جدول حل می کردیم ، یعنی من بدون اینکه بدانم چکار می کنم با بازی خودکار در محدوده ی جدول آشنا شده بودم و این همان رمز جدول حل کردن بود که در همان ابتدا من یاد گرفته بودم !! دایی جان زیادی خبره بود و بجز " جدول روزنامه ی کیهان " ، جدولی حل نمی کرد ، یعنی آنها زیادی آسان بودند !!
  
سالها بعد اولین خریدهای فرهنگی که می کردم کیهان بچه ها بود و کم کم در زمان راهنمایی روی جدول برخی مجلات که در اطرافم پیدا می شدند زوم می کردم ... اطلاعات هفتگی و جوانان و بعدها رفتم روی مجلاتی مانند کنکاش و کتیبه و ... ، اینها را بمرور که می نویسم یادم می افتند!! روزگار گذشت و در زمان دبیرستان یکی از معضلات همکلاسیها آوردن جدول برای من بود که سر کلاس حل بکنم !! ابتدا با معلم ها سر این موضوع به  مشکل برمی خوردم و بعد نتیجه گرفتند اگر سرگرم حل جدول نباشم ، سر به سر آنها خواهم گذاشت ، برای همین توافق کرده بودیم کاری به کار هم نداشته باشیم !! من جدول هایی که از جاهای مختف پاره کرده و برایم می آوردند را حل می کردم و بعد مچاله کرده روی پشت بام بغل کلاس مان که انبار مدرسه بود می انداختم ...
 
یک روز مستخدم مدرسه که رفته بود دلیل گرفتگی ناودان را بررسی بکند با یک عالمه کاغذ مچاله شده به دفتر ناظم مراجعه کرده بود و نیاز به قسم نبود (!!) چون زیر همه جدول هایی که حل می کردم را به تبعیت از دایی جان امضا می زدم و تا پیش مدیر رفتیم و یک هفته مرخصی فرهنگی دادند تا بروم برای خودم بگردم و غائله تمام شد ..... البته بعدها هر از گاهی مدیر صدایم می زد و می رفتم اتاقش در یافتن برخی کلمات که درمانده شده بود به سرعت برق و باد کمکش می کردم ؛ خدا رحمتش بکند آدم خوبی بود توی یک تصادف رانندگی با زندگی وداع کرد !!
 
بعدها جدول برای من اصلا حظی نداشت ، چون فقط نوشتن بود و دلخوشی اش به تمام شدن سریع آن بود ؛ تا اینکه یکی از دوستان حل کردن جدول ها ابجد در مجله ی کتیبه را سفارش داد و بعد از آن اول آنها را حل می کردیم و اگر حوصله داشتیم می آمدیم سراغ جدول های معمولی و ستاره دار !!!! تقریبا هر ماه هم از این مجلات جدول جائزه می گرفتم ، خاصه اینکه حل تمام جدول های ابجد را ارسال می کردم !!

حساب جمل یا ابجد را چنانچه خیلی ها می دانند جایگزینی حرف بجای عدد است که بین اعراب متداول بود و در برخی جاها بجای عدد از آن استفاده می کردند ، بعدها در ادبیات و شعر مرسوم شد و بعنوان کد یا رمز بکار می بردند و بعدها در تاریخ ادبیات و شعر برای خود بعنوان " ماده تاریخ " یک رشته شد ، برخی شاعران برای ذکر برخی تاریخ ها ، عدد آن را بصورت محاسبه ی ابجدی  در یک مصراع می آوردند که کار زیاد آسانی هم نبود ؛ ناگفته نماند برای کسیکه دلخوشی اش این کار بشود زیاد هم سخت نبود !!! برای همین این را برای شعرا یک هنر زینتی محسوب می کردند و بخاطر سرایش ماده تاریخ به کسی جائزه ی نوبل نداده اند !!! یک همشهری از نوع هم محله ای داریم که خودش را حرف اول این کار می داند و یک عالمه ماده تاریخ سروده است !! یعنی حالا لازم است مثال بزنم ؛ خود مثال به ابجد می شود 571 !!!! بعدها من دوستی داشتم که حالا در کانادا ساکن است و خودمان توی کلاس ، زمان دبیرستان ، یک کد گذاری روی حروف داشتیم و هر از گاهی با هم مکاتبه ی سّری می کردیم !!!
 
و اممممممما اصل قضیه ...
 
تبریز را بعنوان شهر نمونه جهانگردی کشورهای اسلامی در سال 2018 معرفی کرده اند و هر از گاهی در روزنامه ، رادیو و ... روی این مسئله زوم می کنند و برای آینده نقشه ها می کشند !! البته من هم یک سری طرح بعنوان " کارت پستال تبریز "  برای سال 2018 در دست اقدام دارم ؛ از نوع حکاکی با لیزر !!
 
امروز رسما با عدد 2018 مشکل پیدا کرده بودم و خلاصه اینکه طبق عملیات های ابجدی که در سالهای دور داشتم ، یک عنوان برای تبریز استخراج کردم که طبق حساب ابجد همان عدد 2018 می شد !! خیلی هم خوش به حال شدم و همین کافی بود !! به یکی دو نفر نشان دادم و وقتی دیدم اصلا توی باغ نیستند بیشتر خوش به حال تر شدم !! بعد همان عبارت را به انگلیسی ترجمه ی گوگلی کردم و یکی از همکاران که چند سالی در آرکانزاس آمریکا زندگی کرده است و تسلط ویژه ای به انگلیسی دارد ، کلی بالای این عبارت تخصص در کرد و ...
 
لابد منتظرید اثر هنری و مورزونی طبع را ببینید ، ولی فعلا پرده برداری از آن مقدور نیست ؛ انشاءلله حوالی سال 2018 ، آن را روی بنرهای و بیلبوردهای شهر می توانید ببینید ... انسان است و آرزوهای دور و دراز !!!

 
تاریخ ارسال: یکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 16:35 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 3 نظر