X
تبلیغات
رایتل

یادداشت های دادو

کِش می دهیم ...

 

ما عادت کرده ایم همه چیز را کش بدهیم ... چرا !؟ چون روابط ما مثل خودمان است و خودمان هم که هزارتوی دست نیافتنی هستیم و برای اینکه کارهایمان به هم بیاید باید هی از این طرف و آن طرف کش بدهیم ...

  

 

روز زن را کش دادیم و شد هفته زن !! روز کارگر را کش دادیم و شد هفته کارگر !! روز بسیج شد هفته ی بسیج !! و خیلی از این روزها ... چرا !؟


نه اینکه فکر بکنید خیلی برایمان محترم بود و خدای نکرده نخواستیم حقی ادا نشده از زیر دستمان رد بشود ، کرور کرور کارگر بیکار می شود وزیر صنایع کک اش نمی گزد !! آن وقت در بحبوحه جنگ نفتی که عربستان راه انداخته و آمریکا دارد نفع اش را می برد ، آن وزیر دیگر دغدغه اش شده است درجه بندی کردن جایگاههای سوخت (!) به عقلش چنین رسیده که خدمات رفاهی که جایگاههای سوخت برای جذب مشتری می دهد را بکشد روی بنزینی که از آنجا می زنند !!! من دلایل منطقی تری دارم که وزیر نمی تواند بگوید ، وقتی برای ایجاد و تاسیس جایگاه سوخت قانونا باید حداقل 5000متر زمین تهیه شود !! و البته جایگاهها همگی خصوصی هستند !! یک آدم باید احمق باشد که 5000 متر در شمال تهران معطل بکند برای جایگاه سوختی که چقدر درآمد داشته باشد ؟؟!! پول زمین جایگاه سوخت را اگر ببرد در بانک مرکزی بگذارد که امنیت خورده شدنش کمتر است !! آنهم با سود 8% که خدای نکرده شائبه ی حرام بودنش حداقل باشد !! عایدی اش چند برابر جایگاه داری می شود ...  نه وزیر !؟!؟ حالادر طرح جدید ،  زن و بچه ی وزیر که نمی توانند برای بنزین زدن بیایند پائین شهر ، بنزین را گران می زنند توی محله ی خودشان می زنند !!


می روم شام ، با دوستان ، بر می گردم از همینجا ادامه می دهم !! نعمت زاده شانس آورد که دارم می روم !!! ولی بیچاره زنگنه دمش لای در ماند !!

...

 روز زن را هم هفته کرده اند تا به این بهانه یک هفته خانم های محجبه را نشان بدهند تا ارزش های زن اسلامی زنده نگهداشته شود !! یکی از دوستان با اشاره به صورت سه تیغ شده ی یکی دیگر از دوستان ، در یک بحثی نزدیک به طنز می گفت : " اگر داعشی ها پایشان به ایران برسد از این روزها نخواهی داشت ، پس از فرصتی که داری خوب استفاده کن ... " من لال شده گفتم : " داعشی ها تا بیایند به زنهای ایران حجاب در " آن حد " یاد بدهند، مردان چهل سال دیگر برای سه تیغ کردن صورتشان وقت دارند !!! "


بحث من سر این حرفها نبود ، امسال یک اتفاق جالب افتاده است و آن اینکه مراسم " چیلله گئجه سی " ، شما بخوانید " شب یلدا " هم کشیده شده و شده است هفته یلدا !! انگار همه می خواهند بزرگی شان را به رخ همدیگر بکشند و ملت مثل دید و بازدید نوروز هر شب خانه ی دیگری برای این مراسم پرفیض و غالبا نفخ آور که آخرش به سردی منتهی می شود ، مهمان می روند ... البته دو شقه شدنش دلیل موجهی داشت و آن زن سالار شدن خانواده ها بود ... تا جائیکه یادمان می آید قبلاها مرد زن و بچه را برمی داشت ومی رفتند خانه ی پدری و تمام ، اما حالا قرعه می اندازند که اول برویم خانه ی پدر من یا برویم خانه ی پدر تو !! این جوری پدر هر دو پدر درمی آید !!! اخیرا هم که مد شده و باجناق هم برای خودش سری بین سرها پیدا کرده است !!! اصلا به من چه !؟!؟

 

برنامه ی شام و صحبتهای در حاشیه ی شام بماند برای بعد ...

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 2 دی 1394 ساعت 20:32 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 4 نظر