یادداشت های دادو

آری ... خیر ... سردرگم !؟!؟

 


http://s3.picofile.com/file/8228845542/LI400127.jpg


 

 

موسسات پیمانکاری به این دلیل بوجود آمدند تا عصای دست سازمانهای بزرگ شوند تا خدماتی که به ارباب رجوع داده می شود در پیچ و خم های سفت و سخت سازمانی کیفیت خود را از دست نداده ، با رها شدن قسمتی از انرژی سازمان که در این قسمت ها هدر می رفت ، نظارت کنترلی سازمان به موسسه پیمانی زیادتر شده و از این طریق کیفیت خدمات رسانی بالاتر برود ...


نمی دانم در سال چندبار کارتان به پست می افتد ... خیلی وقت ها پیش کارت پستال هایی وجود داشتند که می شد در یکی از شهرها ، مثل شیراز ، تهیه کرد و پشت آن را نوشت و جای کسی را خالی کرد و یادش را سبز ، و برایش از همانجا فرستاد !! مطمئناً نه در دنیا و نه در ایران این مورد منقرض نشده است ولی تا جائی که من می توانم حس بکنم درایران در همان حوالی صفر جا خوش کرده است و در سایر نقاط دنیا هنوز جریان دارد ؛ چند سال پیش یکی از همین نوع کارت پستال ها از کانادا بدست من رسید ؛ البته نه مثل کارت پستالی که پست می شد ، مانند کارتی که توی پاکت گذاشته شده بود !!!

 

بنظر شما چرا باید چنین مورد زیبایی که حس بسیار زیبا و انرژی فوق العاده ای در آن نهفته است ، در حال انقراض باشد!؟!؟ دلیل خیلی ساده ای وجود دارد که آن را توجیه می کند : " امنیت روانی از بدنه ی پست رخت بربسته است !! " حقیقت تلخی است و چه بسا خیلی ها آن را قبول نداشته باشند ؛ خیلی هایی که بنوعی با مسایل امنیتی سر و کار دارند ، فرقی نمی کند امنیت مالی باشد ، امنیت شخصی باشد ، امنیت جانی باشد و ...

 

===

 

چند مدتی می شود که من از برخی موسسات خرید اینترنتی می کنم ، پست بعنوان متولی ارسال خریدها از فرشگاه به خریدارمی تواند نقش خوبی در تداوم رغبت خریداران از فروشگاههای اینترنتی داشته باشد و همچنین با افت کیفیت پست این ناحیه تبدیل به ضربه پذیرترین و حساس ترین نقطه برای افت فروش و آسیب پذیری این فروشگاهها می شود !! شاید برخی ها بگویند بخش پیگیری فروش که در فروشگاههای اینترنتی وجود دارد ، برای همین امر می باشد... ولی چند نفر با مشاهده بی نظمی و بی مسئولیتی پست ، اقدام به طرح شکایت می نماید !؟!؟ بخش عظیمی از مراجعین با همان مشاهده ی اول از خرید اینترنتی منصرف می شوند ، مگر اینکه اشخاصی باشند که اختیار خرید دست خودشان می باشد !! هرچند می دانیم در بافت فعلی اجتماعی ما ، غالبا فرزندان و همسران در خانه اقدام به خرید اینترنتی می کنند و فردی که آشنایی با این سیستم ها ندارد و البته رغبتی به خرید پا در هوا ندارد بخش مالی را ساپورت می نماید و چه بسا یک مورد اشتباه باعث تشدید بی رغبتی پدر خانواده ، از دستدادن مشتری برای فروشگاه اینترنتی و ... بشود .

 

فروشگاههای معتبرتر و موفق تر در این مورد به امید پست ننشسته و خود دایره ی پیگیری را گسترش می دهند و علاوه بر اینکه جوابگوی سوالات مشتریان هستند ، خود نیز مراحل مختلف ارسال تا رسیدن به دست مشتری را کنترل می نمایند ... ولی بسته هایی که توسط اشخاص و بوسیله ی پست ارسال می شوند چطور !؟ آنچه ما در این چند مدت شاهد آن هستیم نوعی بی قانونی در این بخش از خدمات رسانی پست می باشد !! برخی بسته ها بموقع می رسند و برخی ها خیلی دیرتر !! اوضاع دفاتر پستی داخل شهر بهم ریخته و نابسامان است !! بازرسینی که از پست به آنها سرکشی می نمایند چه مسایل مهمتری را پیگیری می کنند که بلبشوبازاری موجود را نمی بیند !؟ چیزی که در این دفاتر بیشتر از همه هدر می رود وقت مردم است !! کمی خرت و پرت دستتان بگیرید و وارد یکی از این دفاتر بشوید تا راهنمایی ها و نحوه برخورد و ارسال وسایلتان را بچشم ببینید ...

 

هفته قبل وارد یکی از دفاتر پستی شدم تا بسته ای به مقصد مشهد بفرستم ...یک خانم جوان پشت میز بود ، دقیقا یک ربع ایستادم تا دو عدد نامه ی پیشتاز برای یک نفر راست و ریست بکند و تازه دو نفر دیگر هم توی نوبت بودند و پیش بینی اوضاع خوب نبود ، حوصله ام سر رفت و بیرون آمدم توی مسیر یک دفتر دیگر هم بود و برای همین به آنجا مراجعه کردم ... یک خانم نازی بداخلاق و اخمو پشت میز بود و بسته را نشان دادم ، گفت : " اینها چیه !؟ " گفتم : " همین ها که می بینید ، یک قلم نیست که توضیح بدهم ، هر چیزی در ا« پیدا می شود !! " یکی دو تا را برگرداند و گفت که نمی شود !! و بعد یک جعبه کارتنی کوچک بیرون آورد و وسایل را چپاند توی آن ، خوشبختانه چیز شکستنی نداشت ولی همه ی وسایلی که آنجا بودند بنوبه ی خود محترم بودند !!! بعد یک ماژیک به من داد و گفت آدرس فرستند و گیرنده را پر کن !!! جعبه را نشان داده و گفتم : " در یک سطح کوچکتر از آ5 من با ماژیک به این کلفتی آدرس بنویسم !؟!؟ و شروع کردم به نوشتن آدرس ها ... شماره تلفن ها ... کدپستی و ... تقریبا جای خالی نمانده بود که جعبه را برگرداند و گفت : " نام گیرنده را فراموش کرده ای !؟!؟ " جایی روی جعبه نبود ، یک جایی نوشتم و بعد گفتم :" می خواهید عکس اش را هم بکشم !! " دید که حوصله ندارد و من از عصبانیت روی فاز شلوغی هستم و چیزی نگفت ... چند دور آن را چسباند و کارم تمام شد ... پول را دادم و گفتم : " می توانستید نصف کاغذ آ5 بدهید تا آدرس ها را بنویسم و بعد زیر همان چسب ها بزنید ، هم خوشگل می شد و هم خوانا ... ده تومان در هزینه فرق می کرد !! "

 

امروز سه روز از وعده ی بیست و چهارساعته آن می گذرد ... از قرار معلوم هنوز در مشهد بسته دریافت نشده است و شکوائیه ای از بابت تاخیر و عدم جوابدهی به مرکز کشوری و استانی و سازمان ملل فرستاده شده است !!!! تا چه پیش آید ...

 

تاریخ ارسال: شنبه 28 آذر 1394 ساعت 22:50 | نویسنده: دادو | چاپ مطلب 3 نظر